(( دانستن صورت عالم و چگونگي نهاد آسمان و زمين ، و آنچه به ميان اين هر دواست از روي شنيدن و به تقليد گرفتن همچون چيزهاي سخت سودمند است اندر پيشه ي نجوم .
ازيراك گوش به نامها و لفظها كه منجمان به كار دارند خو كند و صورت بستن معاني آن آسان گردد تا چون به علت ها و حجت هاي آن بازآيد و آن را به حقيقت خواهد تا بداند از انديشه و فكرت آسوده بود و رنج آن از هردو سو بر او گرد نيايد . ))
ابو ريحان بيروني
نجوم از جمله دانش هاي معدودي است كه علاقمندان غير متخصص هنوز مي توانند در پيشبرد آن سهمي داشته باشند .جذبه ي نجوم و شوق آشنايي با ستارگان و كهكشانها ، پيوسته بر شمار منجمان غيرحرفه اي ( آماتور ) افزوده مي كند . امروزه در بسياري از كشورها ، انجمن هاي ملي نجوم آماتوري تشكيل شده است .اين انجمن ها با راهنمايي اهل فن ، مقدمات اين علم و راه پژوهش و مطالعه را به علاقه مندان مي آموزند و حاصل كار آن را در اختيار ديگران قرار مي دهند .
تاريخ نجوم را مي توان به سه دوره تقسيم كرد :
دوره ي زمين مركزي ( آغاز دوره ي اول در تاريخ باستان است و پايان آن در قرن شانزدهم )
دوره ي كهكشاني ( دوره ي دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول كشيد )
دوره ي كيهاني ( دوره ي سوم در قرن بيستم آغاز شد )
1- دوره ي زمين مركزي
منجمان نخستين معتقد بودند كه زمين بايد در مركز جهان باشد و فرض مي كردند كه خورشيد ، ماه و ستارگان به دور زمين ساكن مي گردند .
علاقه ي آنان معطوف بود به مسائل عملي و نه علمي .
به رابطه ي واقعي يا فرضي رويدادهاي آسماني با حوادث زميني و به جستجوي آسمان به خاطر يافتن نشانه هايي از وقايع سعد و نحس .
با اين وجود كشف هاي برجسته اي در اين دوران صورت گرفت . گاهشماري با دقت زياد رشد كرد . دايره البروج – مسير ظاهري خورشيد از ميان ستارگان – به دقت تمام تعريف شد . دوره ي كامل كسوف و خسوف تعيين گرديد و حتي در قرن دوم پيش از ميلاد به حركت محور زمين پي برده شد .
2- دوره ي كهكشاني
نجوم جديد با اين دوره آغاز مي شود . كوپرنيكوس نشان داد كه زيمن ، نه تنها مركز جهان نيست ، بلكه فقط يكي از سياراتي است كه به دور خورشيد مركزي مي گردد . زمين سياره اي معمولي است كه به طرزي معمولي ، حركاتي معمولي دارد .
خورشيد ستاره اي از ستاره هاي بي شمار آسمان است .
در اين دوره روش مطالعه ي نجوم علمي تر شد و انگيزه ي اصلي آن ميل به شناخت و فهم قوانين بنيادي حاكم بر حركت اجرام آسماني و توضيح چيزهايي بود كه بشر به چشم مي ديد .
ورود تلسكوپ به ساحت نجوم توسط گاليلئوگاليله در 1610 ، مرحله ي مهمي در تكامل علم نجوم بود ، كه همانطور هم ورود طيف نما نيز چنين بود . اين دو وسيله مكمل يكديگر بودند ؛ تلسكوپ رويت ستارگان را با وضوحي بيشتر ممكن مي سازد و طيف نما نور ستارگان را تجزيه مي كند و اطلاعاتي در مورد ستاره در اختيار مي گذارد .
از نوابغ اين دوره مي توان " ايزاك نيوتن " و " كپلر" را نام برد .
3- دوره ي كيهاني
در اين دوره آشكار شد كه كهكشان ستارهايي كه خورشيد ما به آن تعلق دارد فقط يكي از كهكشان هاي بسياري است كه برخي بزرگتر از كهكشان ما و برخي كوچكترند .
بخش زيادي از تحقيقات نجومي يك قرن اخير به اين كوشش اختصاص داشته است كه تصويري (( كامل)) از جهان به دست آوريم .
نابغه ي بزرگ اين دوران " آلبرت انيشتاين " بود ، گرچه او در درجه ي اول يك فيزيكدان و رياضي دان بود
كيهان شناسي و اخترفيزيك به شدت به نظريه ي نسبيت او متكي اند .
در اين دوره ي نجومي ما زندگي مي كنيم و تا پايان آن راه درازي در پيش است .
منبع : نجوم به زبان ساده
نوشته ي : ماير دگاني
ترجمه ي : محمد رضا خواجه پور